آخرین پست تو خونه مستاجری.....
سلام عشق و روح و زنگی مامان و بابا الهی دورت بگردم این روزها میدونم خیلی اذیت میشی آخه هی میریم اونجاومیایم وسایل جابه جا میکنیم خلاصه همه در اذیتیم انشاالله که داره این روزها تموم میشه و میرسیم به روزهای خوش زندگی انشاالله اگه خدا بخواد پسرم دیروز اولین شام رو تو خونه خودمون خوردیم میخواستم قیمه درست کنم که دیر شد و مرغ و برنج پختم البته برا خاله اینا هم پختم که نتونستن بیان وما زودی رفتیم خونه خودمون بعد کلی کلر کردن و بحث و گفتگو با کابینت سازها (توهم رو زمین قل میخوردی و خوشت میومد) ...
نویسنده :
مامان امیرعلی جون
4:03


